اسیدوزیس
غلظت H⁺ در پلاسما 40nmol/L است که این مقدار اندک در مقایسه با سایر الکترولیت ها نشانگر تنظیم دقیق آن در پلاسما است اهمیت H⁺ در این است که یک کاتیون بوده و در هنگام بر هم خوردن تعادل آن می تواند با اکثر آنیونهای بدن مانند پروتئین ها و آنزیم ها بایند شده و عملکرد آنها را مختل کرده و مسبب آسیب سلولی شود.
اسید های بدن:
دو نوع اسید مهم در بدن وجود دارد که تولید و دفع آنها متفاوت است .
1- اسید کربنیک:
اسیدی که می تواند تبخیر شود و از متابولیسم قند و چربی حاصل می شود و از ریه ها دفع می شود
2- اسید های غیر کربنیک:
حاصل متابولیسم پروتئین ها و آمینو اسید های سولفیدی است مثل اسید سولفوریک ، سیترات ، اورات و ... روزانه 50_100meq در بدن تولید می شود راه اصلی دفع آنها از طریق ادرار است.
PH:
در ABG غلظت H⁺ ذکر نمی شود ( در ABG موارد PCO₂،[HCO₃⁻]وPH آورده می شود) و در آن از PH استفاده می کنند که از طریق فرمول زیر محاسبه می شود:
PH= -log [H⁺]
معادله هندرسن_هسلباخ: PH= PKa +Log base/acid
PH طبیعی شریانی بین 7.35 الی 7.45 بوده و در خون وریدی از این مقدار کمتر بوده و به میزان 7.32 تا 7.38 می رسد
ü در خواست ABG در مواردی که اختلال فرد ریوی باشد بهتر است . و در مواقعی که اختلال متابولیک باشد VBG نیز کافی است.
بافر های بدن:
اسید های ضعیف در بدن نقش بافری دارند و در خارج سلول مهم سیستم ، بی کربنات است ( مقدار طبیعی آن بین 22_26meq/L است)
CO₂ CO₂ + H₂O H₂CO₃ HCO₃⁻ + H⁺
از بافر های دیگر سیستم فسفات و پروتئین های پلاسما هستند. و در داخل سلول پروتئین های سلولی ، بی کربنات و ... است.
استخوان نیز یک بافر است و در حالت های اسیدی H⁺ ها را گرفته و فعالیت لیتیک استخوان افزایش یافته و جذب استخوان بیشتر می شود ( در حالت acute acidosis 40% سیستم بافری را تشکیل میدهد)
ü در ARF و CRF که بیمار دچار اسیدوزیس شده سعی می کنیم بی کربنات را تصحیح کنیم که در ARF تا حد 15_16 مورد قبول است ولی در CRF سعی می شود تا حد نزدیک به طبیعی در حدود 21_ 23 برسانیم ( دلیل در هاریسون)