بقراط
نام او به یونانی ،"هیپوکراتس کوسی" است که به صورت معرب بقراط و در مأخذ اسلامی بنام های ابقراط ، ابوقراطیس، بقراطیس و چیزهای دیگر هم آمده است .
بقراط بعد از آموختن علوم در مکتب پدر ، نزد دیمقراطیس (دموکریت)، فیلسوف بزرگ بهتحصیل پرداخت و مدتی بهعنوان پزشک دورهگرد در سرزمین یونان و آسیای صغیر به سیاحت و طبابت پرداخت. او برخلاف آنچه شهرت دارد نه مخترع و نه پایهگذار علم طب بود ، ولی در زمان خود احاطهٔ کامل بر دانشِ پزشکی - علمی و تجربی داشته و به لحاظ تشریح و نقد علمی شناخت بیماریها، سرآمد بوده است.
او اطلاعاتی را که در مصر و در مدارس "کنیدوس و کوس" گردآوری کرده بود، تنظیم و تدوین کرد و در صناعت " قیاس و تجربت" قوتی عجیب داشت.
در آن زمان مصر و آسیای صغیر جزیی از شاهنشاهی ایران هخامنشی بودند و این امر به نقل و انتقال علم بسیار کمک کرده است. در حقیقت دانشمندانی مانند بقراط ، دموکریتوس ، اقلیدس و ... به عنوان تبعه امپراطوری هخامنشی ، آزادانه به هر جا می توانستند سفر کنند و از دستاوردهای علمی نقاط مختلف بهره مند شوند.
بقراط ،کسی بود که پزشکی را از خرافات جدا کرد . و اعلام کرد که هر بیماری یک علت طبیعی دارد. او گفت که اگر علت را بیابید می توانید آن را درمان کنید . بقراط می گفت با مشاهده نشانه های یک بیماری و در نظر گرفتن شدت آن ، پزشک می تواند چشم انداز این بیماری را برای یک بیمار خاص با مقایسه آن با مراحل طبیعی همان بیماری پیش بینی کند. بقراط بر اساس چنین اندیشه های منطقی یک مدرسه طب را بنیان نهاد.
عقیده پزشکی دیگری که بقراط قبول داشت آن بود که روش درمان یک بیمار ممکن است برای بیمار دیگر موثر نباشد وی اعلام کرد که آنچه برای یکی غذاست ممکن است برای دیگری زهر باشد . بقراط همچنین دیگر پزشکان را تشویق می کرد که از درمانهای ساده مانند یک رژیم غذایی سالم ، استراحت زیاد و محیط تمیز استفاده کنند. او می گفت زمانی که پزشکان نمی توانند بیماری را درمان کنند ، طبیعت اغلب این کار را می کند. در بیماران رو به مرگ نباید از روشهای ساده درمان استفاده کرد و پیشنهاد کرد که بیماریهای بحرانی معالجه های بحرانی هم می خواهد.
از دیگر توصیه های بقراط چیزی که امروزه رفتار خوب بالینی نامیده می شود با این گزاره ها که بیماری زمانی سخت تر است که ذهن مضطرب باشد و بعضی بیماران زمانی که از رفتار خوب پزشک رضایت داشته باشند بهبودی خود را باز می یابند. وی معتقد بود که پزشکان باید خادم بیماران خود باشند و معیارهای سلوک شرافتمندانه را رعایت کنند. در زمان وی گاهی پزشکان برای از بین بردن بعضی از بیماران خود تطمیع می شدند و امکان داشت که یک حاکم به پزشکی دستور دهد که برای کشتن دشمن خود از سم استفاده کند.
آثار و رساله های او (که صحت بعضی از آنها جای تردید است) به چندین زبان از جمله عربی ترجمه شده. تالیفات زیادی به بقراط ، نسبت داده اند ولی آثار او در میان مسلمانان بیشتر به واسطه شرح ها یا تفسیرهای جالینوس شناخته شده اند ، زیرا پزشکان مسلمان بر این عقیده بودند که گر چه بقراط پزشکی را به اوج خود رسانده ولی "جالینوس" سخن او را ویراسته تر و روشن تر بیان کرده و به معنای واضح تر و دقیق تر ، مسلمانان تنها با آن دسته از آثار او که توسط "جالینوس" تفسیر شده ، آشنا هستند . تنها عده کمی از پزشکان دوران اسلامی کوشش کردند تا مستقیما از شیوه بقراط پیروی کنند. برخی از آثار او عبارتست از:
1- الامراض الحاده یا کتاب (ماءالشعیر)
2- الامراض الوافده یا (ابیندیمیا)
3- تقدمة المعرفه
4- اخلاط یا (کتاب الطبایع)
5- الارکان یا (طبیعة الانسان)
6- العهد یا (الایمان)
7- الفصول یا (آفوریسم) مشهورترین اثر بقراط که همواره با تفسیر جالینوس بر آن، مطرح بوده است.
8- الاهویه و الازمنه و المیاه و البلدان، درباره آنچه که پزشک باید از شرایط اقلیمی، آب و هوا، مسائل قوم شناسی و غیره باید در نظر گیرد.
سوگند نامه بقراط که هنوز هم محصلین طب در موقع گرفتن عنوان دکتری یاد می کنند، از اهمیت به سزایی برخوردار است.